حاج ملا هادي السبزواري
94
شرح مثنوى
و عيد عذاب چون به تأخير افتاد نصر و ديرى شد تا هنگامى كه آمد نصر ، كما قال تعالى : جاءهم نصرنا . ( ( 2046 ) ) گفت راندم پيشتر من نيك بخت * باز شد آن هفت جمله يك درخت ن 484 13 - ك 170 8 جمله يك درخت : رقايق تابع حقايق است . بعد از آن كه آن حقايق في الحقيقة يك حقيقتند ، رقايق نيز يكىاند . ( ( 2049 ) ) يك درخت از پيش مانند امام * ديگران اندر پى او در قيام ن 484 16 - ك 170 9 يك درخت از پيش : آن غوث اعظم و امام الائمة را رقيقه بود . ( ( 2051 ) ) ياد كردم قول حق را آن زمان * گفت و النجم و شجر را يسجدان ن 484 18 - ك 170 10 * ( وَ اَلنَّجْمُ وَاَلشَّجَرُ : 55 : 6 ( 1 ) مراد به نجم اينجا گياه بىساقست . ( ( 2054 ) ) بعد ديرى گشت آنها هفت مرد * جمله در قعده پى يزدان فرد ن 484 22 - ك 170 13 هفت مرد : كامل با غناى از عالم صورت متشكل شود به اشكال مختلفه ، و صورت اصليه ، صورت آدميّت است ، و آن مثالى دارد و طبيعى . قعده : نشستن . ( ( 2055 ) ) چشم مىمالم كه آن هفت ارسلان * تا كيانند و چه دارند از جهان ن 485 1 - ك 170 13 ارسلان : شير را گويند . ( ( 2064 ) ) بعد از آن گفتند ما را آرزوست * اقتدا كردن به تو اى پاك دوست ن 485 10 - ك 170 18 اقتدا كردن : اين از اكمل نسبت به كامل تحريص است بر تبعيت و پيروى كردن انسان كامل را . ( ( 2069 ) ) از پس آن محو قبض او نماند * پر گشاد و بسط شد مركب براند ن 485 15 - ك 170 21 قبض او نماند : صلابت دانه تشبيه شده به قبض سالك . و چون آن دانه محو و فانى در خاك
--> ( 1 ) قرآن كريم سورهء رحمن آيهء 6 . .